تبليغاتX
دهکده

دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387

برنامه كاري ملل مختلف...

 

برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :
 

امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت
 

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن
 

ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خيابان گردی
 

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی
 

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو
 

عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب
 

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته
 

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان
 

پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس
 

ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار  ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فلسفه و سياست

منبع سايت كوچولو

 

نوشته شده توسط آلپ در 10:59 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

2 مطلب جالب از یک ...

 

امروز تصمیم گرفتم که 2 مطلب جالب و با معنا روکه یکی از دوستان خوبم برام فرستاده بود بزارم رو وبلاگ.

 

نسل سوم ؛ بد شانس ترين نسل تاريخ ايران :‌ (البته خودم اعتقاد دارم که این مربوط به دهه شصتی ها میشه که خودم هم جزوش هستم...)


تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود...
تو بچگی هم دوران جنگ بود...
دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن...
نظام قدیم، نظام جدید، نظام خیلی جدید...
رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن...
فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد...
خواستیم ماشین بخریم بنزین سهمیه بندی شد

 

 

 

نامه عزت ا... ضرغامی به کشور ها خارجی جهت خرید فیلم برای ایام نوروز

                                             

 

Hai

My mane is ezat ol god zargami. how are you ? fine thanks and you ? Tanx hame is good.

I am raeis of sound and 30maye jomhoolie eslamie IRIB! We have eide norooz and we don’t have enough water to use in it. The last time that I kharidam az you film was in 30 sal pish, so your films is pooside and jer jer now. Bikaz we show that’s shunsad bar.

 I want film. Film haye khoob and yangoom! Pliz tell the yangoom come  to iran and play film with me. No no pliz tell anjoolina jili bili come. okay ? do you can send some moft film for me ? the moft film is the film that you put them in Recycle bin.

Attention : your film should very ba adab and don’t have kiss and love and 6 ... because there are very zesht and the god put you in jahanam. Do you want atash and azabe elahi ? ok. So don’t use anjoolina jili whit barat pit again in film.

Albate I have a gheychi and chasb whit a water pomp in my left jib, so I can edit your film very nice! Like a mast.

We have only 4 dubler that play in evry film. They change your sound and your meaning very good! Like a doogh.

We can change your story better than ghablesh, we are very herfe ei it in!

Thanks a lot . say hello to anjoolina jili. Every body hello miresoone. Thanks. Ok. Thanks . hapy new year! Bye .

 

 

نوشته شده توسط آلپ در 10:45 |  لینک ثابت   • 

شنبه هجدهم اسفند 1386

فقر ایرانی...

 

مقاله زیر تحلیل جالبی از رضا محبوبي ( كارشناس ارشد برنامه ريزي رفاه اجتماعي( درباره فقر و نابرابری در ایران است.

 
 

 

فقر ايراني؛ از استبدادزدگي تا تصميمات خلق الساعه

 

 

نابرابري ها را به 2 دسته كلي تقسيم مي كنند :

1- " نابرابريهاي عام " كه ناشي از تفاوتهاي فيزيكي و ژنتيكي و استعدادهاي فردي افراد است. 

2- " نابرابريهاي خاص " كه ناشي از شرايط اجتماعي جوامع گوناگون پديد مي آيند.

 

نابرابري ها در طول تاريخ وجود داشته و فراگير هستند ، يعني در همه جوامع ديده مي شوند . از ديدگاه جامعه شناسي در هر جامعه اي نقشهاي متفاوتي وجود دارد و پاداش هر يك از اين نقشها نيز متفاوت است ، آنچه مهم است اين است كه فرايندي وجود دارد بنام " فرآيند تفكيك اجتماعي "كه افراد را در بين اين نقش هاي متفاوت تقسيم مي كند . اين تفكيك اجتماعي بر اساس اصل « تقسيم كار اجتماعي » بوجود مي آيد .

 

وقتي پايگاه ها و نقشهاي بوجود آمده ناشي از فرايند تقسيم كار ، رتبه بندي يا ارزش گذاري مي شوند در واقع نابرابري اجتماعي بوجود مي آيد .

به عبارت ديگر ، نفس تقسيم كار و فرآيند تفكيك اجتماعي بوجود آورنده نابرابري اجتماعي نيست بلكه ارزش گذاري به پايگاه هاست كه موجب پديد آمدن نابرابري مي شود .

فرايند رتبه بندي را «جامعه » انجام مي دهد نه يك فرد و يا گروه خاص ، بلكه كل اجتماع به پايگاه ها رتبه مي دهد و ارزش مي گذارد ، ضمن اينكه از جامعه اي به جامعه ديگر و از زماني به زمان ديگر معيارهاي ارزش گذاري جامعه فرق مي كند .

 

 توجه داريم كه همه پايگاه هاي بوجود آمده در فرايند تقسيم كار همگي « ضروري» هستند و نمي توان ادعا كرد يك پايگاه ضروري تر از پايگاه ديگر است اما شايد بتوان « اهميت» يا «كميابي» را بر مبناي رتبه بندي اجتماع نسبت به پايگاه ها دانست .


 

برای دیدن متن کامل مقاله  اینجا کلیک کنید.

  
 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلپ در 14:50 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم اسفند 1386

مصاحبه به سبک تلوزیون ایران

 

خیلی از کارای چینی ها مثل ما ایرانی های عقب ماندست...

 

نوشته شده توسط آلپ در 15:52 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم آبان 1386

بدون شرح

 

زبان قاصر از بيان وصف...

اول خواستم يه متن بلند راجع به اين تصوير بنويسم ولي منصرف شدم.

قضاوت با شما...

 

برعكس تصوير بالا كه برام كاملا عادي بود - باور كردن تصوير پايين كمي برام سخت بود ولي يه دفه يادم افتاد كه اينجا ايرانه ايران...

جوونا رو از مرز ديوونگي هم گذروندن! اينم از بركات ...

 

 

بنظرتان اين مملكت جاي موندنه؟

 

نوشته شده توسط آلپ در 10:11 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم مهر 1386

دستاورد جدید

 

 

اخاذی های ناموسی از دستاورد های جدید 30 سال مبارزه مقدس با فطرت پاک انسانی

 

 

خیلی متاسف شدم این خبر رو دیدم.اگه یه آمار سر انگشتی بگیریم می بینیم که آمار این گونه اخاذی های ناموسی تو این 3 – 2 سال اخیر بشدت و بصورت جهشی افرایش یافته.(که معروفترین مورد که بعید میدونم که حتی بچه دبستانی ها هم ندیده باشن مورد تاسف بار زهره امیر ابراهیمی بود- البته ناگفته نماند که  شخصا برای خانم زهره امیر ابراهیمی احترام زیادی قائلم و اون رو قربانی افکار به ظاهر مذهبی و خلاف هویت انسانی دولت های کریمه ایران میدونم )

 

وقتی خوندم که دختر قربانی (قربانی پسر خاطی نه بلکه قربانی حکومت )دانشجو پزشکی بوده دیگه مصمم شدم این مطلب رو بزارم.حتما باز مقصر آمریکای خونخوار و جنایتکاره...(دست ایادی پلید بیگانگان در کاره)

 

از این دست خبر ها که الان پره. روزنامه ای نیست که روزی یک خبر از این موارد اخاذی های ناموسی چاپ نکنه. بنظرتون مقصر کیه؟ آمریکا؟ پسرخاطی؟ دختر قربانی؟ خانواده های کمر شکسته زیر بار قرض؟ یا دولت نا کارآمد با افکارمرتجع و انقلابی ضد فطرت انسانی؟

 

بنظر من مقصر نه پسر خاطی و نه دختر قربانی و نه خانوادههای اونهاست . اگه از بالا به قضیه نگاه کنیم مقصر فقط و فقط حکومت میتونه باشه...

 

اینم متن خبر تاسف بار

 

  

 

شناسايي شبكه سوء استفاده از دختران دانشجوي شهرستاني

 

ماموران پليس امنيت تهران با پيگيري شكايت يك دختر دانشجو موفق شدند اعضاي باند بزرگ اغفال و اخاذي از دختران دانشجوي شهرستاني را شناسايي و دستگير كنند.

 

به گزارش خبرنگار ما يك هفته قبل دختر جواني با مراجعه به پايگاه دوم پليس امنيت از فعاليت شرورانه گروهي پسر جوان كه با اغفال دختران دانشجو از آنها فيلم و عكس مستهجن تهيه و با تهديد و شكنجه از قربانيان خود اخاذي مي كردند، پرده برداشت.

 

نخستين شكايت

 

ندا دختر 20ساله يي كه دانشجوي پزشكي است ماجرا را براي ماموران چنين شرح داد؛ من از شهرستاني در غرب كشور براي تحصيل در دانشگاه به تهران آمدم و دو سال است كه تنها زندگي مي كنم. يك سال پيش خانه يي آپارتماني در منطقه صادقيه اجاره كردم. در طول مدت يك سالي كه در اين خانه زندگي مي كردم با پسر صاحبخانه به نام سياوش در حد سلام و احوالپرسي رابطه داشتم اما از مردادماه امسال كه اعلام كردم قصد دارم به مكان جديدي نقل مكان كنم ناگهان رفتارهاي عجيب سياوش آغاز شد. او چندبار با شكستن قفل در وارد خانه من شد و به شكنجه من پرداخت و من از ترس آبرو چيزي به زبان نمي آوردم تا اينكه يك روز بار ديگر به زور وارد خانه من شد و پس از بستن دست و پايم به من تعرض كرد و از اعمال خود فيلمبرداري كرد. سياوش سپس مرا تهديد كرد كه اگر به خواسته هاي او تن ندهم فيلم را روي يك سايت اينترنتي قرار مي دهد. در نهايت من تصميم گرفتم از اين پسر شيطان صفت شكايت كنم. با شكايت ندا ماموران پليس امنيت تحقيقات درخصوص اين پرونده را آغاز كردند و مشخص شد دختر ديگري به نام سميه نيز يك ماه قبل شكايت مشابهي را در يكي از كلانتري هاي غرب تهران مطرح كرده است. با تجميع دو شكايت تلاش براي دستگيري متهمان اين پرونده ها آغاز شد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلپ در 18:16 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386

به ياد11 سپتامبر(The Day Angles Cried)

 

                     The Day Angles Cried

 

 

                                    روزی که فرشتگان گریستند

 

 

آيا دنياي پيش از 11 سپتامبر با دنياي پس از 11 سپتامبر دو دنياي متفاوت است . آري ! امروز 11 سپتامبر است .

 

هاليوود در هاليوود ! ۶ سال پيش در یك حادثه تكان دهنده جهان شاهد بزرگ ترین و بی نظیرترین عملیات تروریستی در دنیای مدرن یعنی كوبیدن هواپیماهای مسافربری به برج های دوقلو در یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ بود . عملياتي كه در نتیجه آن هزاران تن كشته و هزاران تن دیگر زخمی شدند و رعب و وحشت بی نظیر جهان و به ویژه آمریكا را فراگرفت.

 

آمریکا ، كشور مدرن و پيشرفته اي كه از دو جنگ جهانی در اوایل قرن گذشته میلادی پیروز بیرون آمده بود و برخلاف اروپا كه نظامیان و غیرنظامیانش به یكسان در معرض جنگ ها و كشتارها و بمباران ها بودند ، تاكنون دست كسی به داخل آمریكا نرسیده و در آنجا وحشت نیافریده بود ؛ به يك باره خود را در ميان جنگي تمام عيار مي ديد .

 

شاید تا این تاریخ مردم آمريكا اخبار تغییرات آب و هوا را بیشتر به زندگی خود مربوط دانسته و دنبال می كردند تا اخبار جنگ ها و حوادثی را كه هر روز در گوشه و كنار جهان اتفاق می افتاد و از میان نظامیان و غیرنظامیان قربانی می گرفت و در میان مردم رعب و وحشت می افكند. اما این بار دولت و مردم آمریكا برای اولین بار نزدیك و جدی بودن خطر را احساس كردند .

 

تروريسم و القاعده قلب آمريكا را هدف قرار دادند . القاعده و بن لادن در عملياتي هماهنگ و حقيقتا در ابعاد فيلم هاي هاليوودي مركز تجارت جهاني را به عنوان نماد سرمايه داري ، پنتاگون را به عنوان نماد قدرت نظامي و كنگره را به عنوان نماد دموكراسي آمريكايي هدف قرار دادند و دنيا را در آغاز قرن جديد وارد چالشي جديد كردند .

 

آنچه كه بر ابعاد دهشت آفرینی القاعده در اين عمليات ها می افزاید این بود كه برخلاف جنگ های كلاسیك و یا جنبش های ایدئولوژیك متعارف كه در آن دوست و دشمن مرز نسبتا روشنی دارند این مرزها برای بن لادن و القاعده كه آمیزه ای از اصول مذهبی از جهان قدیم و آموزه ها و تفاسیر برگرفته از ایدئولوژی های مدرن را مبنای ایدئولوژی و عمل خود قرار داده اند چندان روشن نبوده است . .

 

 ۶ سال پيش در چنين روزي بزرگترين عمليات تروريستی قرن به وقوع پيوست و دنياي پس از 11 سپتامبر اين نكته را دريافت كه از دل نزديك ترين هم پيمانان غرب و امريكا كه بيشترين منافع مشترك را با آمريكا داشته اند – همچون عربستان - اگر نسيم دموكراسي و آزادي در اين كشور ها نوزيده باشد ،‌مي تواند بن لادني بيرون بيايد كه غرب را به چالشي همه جانبه فرا خواند .

 

البته تروریسم اتهامی است كه بن لادن آن را رد می كند . او قبول دارد كه كشتن مردم و زنان و كودكان بی گناه در اسلام مجاز نیست ولی مدعی است كه اقدامات او و سازمانش القاعده مقابله به مثل است و تا زمانی كه آمریكاییان و غربی ها امنیت مردم مسلمان را از طریق حمایت از اسرائیل و حكومت های مشابه و دست نشانده و مسلح كردن آنها به خطر می اندازند القاعده نیز كشتن مردم آنها را حق مشروع خود خواهد دانست. و اين چنين است كه او مي گويد می گوید: اگر انتقام گرفتن از كشتار مردم ما تروریسم است، اگر كشتن كسانی كه كودكان ما را می كشند تروریسم است، پس تاریخ شاهد باشد كه ما تروریست هستیم.....

 

 

شخصا كشتار مردم بیگناه را به هر صورتي و با هر انگيزه اي قبول ندارم و افراد مرتكب را جزو جنايت كاران تاريخ مي دانم

 

 

ياد قربانيان اين حادثه تروريستي گرامي باد

 

terrorist1.JPG

 

terrorist2.jpg 
terrorist3.jpg
World Trade Center lights

 

نوشته شده توسط آلپ در 10:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم شهریور 1386

ورزشگاه آزادی = ورزشگاه 100 هزار پسری!

یک عقب ماندگی دیگر در سال 2007 میلادی برای ایرانیان

 

 

کشور ایران از بعد از سال 1357 خورشیدی نتوانسته است میزبانی هیچ تورنمت رسمی را بگیرد. ( منظورم جام ملتهای آسیا یا مسابقات غرب آسیا و یا تورنمت در رشته های دیگر...) غیر از علت کمبود فضای ورزشی مدرن و استاندارد, مساله مشکلات حضور بانوان و نیز اجباری بودن حجاب برای آنها ( که معمولا نزدیک به نیمی از تماشاگران این تورنمت ها رو تشکیل میدن) از فاکتورهای منفی برای میزبانی ایران در تصمیم گیری های کلان کنفدراسیونها بشمار می آید. میزبانی اینگونه تورنمتها علاوه بر سود کلان اقتصادی برای کشور میزبان, باعث معرفی هر چه بیشتر کشور میزبان به مردم دنیا و نیز جذب توریسم میشه. ( فکر کنم مردم دنیا بورکینا فاسو رو بیشتر از ایرانی که از تمدنهای کهن دنیا بشمار میره بشناسن!) عوض اینکه 24 ساعته گزارش کنن که در کدام کشور چند نفر کشته شدند و در کدام کشور غربی فلان قتل اتفاق افتاد بشینن فکر کنن در سال 2007 میلادی چه جور میتونن بانوان ایرانی رو به ورزشگاهها ( بویژه ورزشگاهها ی فوتبال) راه بدن.

حتما تا حالا بازیهای زنده فوتبال لیگهای مختلف اروپا رو از تلوزیون ایران دیدید. نظم و ترتیب تماشا گران و نیز امنیت اونها ( چه خانمها و چه آقایون) از این کشورهای به اصطلاح شما مسوولین ایرانی ‘’غیر مسلمان’’ یاد بگیرید.

این کاریکاتور هم بی ربط نیست به این پست:

نوشته شده توسط آلپ در 19:13 |  لینک ثابت   • 

جمعه شانزدهم شهریور 1386

نان و آب امروز ایرانی ها = خانم یانگوم!

این ازون کارای ما ایرانی های به زور عقب مونده. بحث این پست من در باره سریال (( جواهری در قصر)) است. یه سریال تقریبا متوسط به گواه منقدان. اولا من معتقدم که چون نقش زن در این سریال به طرز عجیبی با کار در خانه و آشپزخانه و نیز کلفتی و... پیوند خورده بود گزینه بسیار مناسبی برای مسولین صداوسیما ایران جهت پخش بود. بعید نیست دوباره بیان اوشین هم پخش کنن! ضمن اینکه توجه داشته باشین که حالا از هر 10 تا وبلاگی که درست میشه 9 تاش در باره یانگوم خانومه! ازهر 10 نا میل گروههای بزرگ ایران 9 تاش درباره یانگوم خانومه!در باره علایق این خانوم, تاریخ تولد و ... به وفور میتونین تو وبلاگای چیپه ایرانی مطلب پیدا کنینی.عکسای خانوم یانگوم الان تو ایران بیشتر از عکسهای آنجلینا جولی- براد پیت – دیوید بکام و... طرفدار پیدا کرده ( عجب بدبختای داریم میشیم ما ایرونیا!) تو 2 سال اخیر برنامه های صدا و سیمای ایران ازهمه زمانای پیش مزخرفتر شده. فیلمای تاریخ مصرف گذشته خارجی, سریالای ایرانی چرند و ....

در حال حاضراین هنر پیشه نچندان سرشناس شرقی جای نان و آب ما ایرانی ها رو گرفته.مطمئن باشین ما ایرانیها با این وضع مملکتمون دنبال چیزای چیپتر ازاینهم میریم... می تونین همین الان امتحان کنینی . برین تو Google و در قسمت Image کلمه (( یانگوم)) رو سرچ کنین میبینین به به! همه وبلاگای جهان سومی و ایرانی...

 

 

 

 

نوشته شده توسط آلپ در 19:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سیزدهم شهریور 1386

خانواده نرمال!

طبيعي‌ترين شكل خانواده ‌اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند .

 

خانواده خوشبخت نشانه‌هايي دارد كه در اينجا به چند نمونه آن اشاره مي‌شود :

 

1-در بين اعضاي خانواده جمله « به من چه يا به توچه » ردو بدل نمي‌شود ، چرا كه اعضا

 به گفتگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسؤوليت مي‌كنند .

 

 

2-افراد به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوء استفاده نمي‌كنند و اعتماد را يكي از پايدارترين ويژگي ازدواج موفق و خانواده موفق مي‌دانند .

 

 

3- تاجايي كه امكان دارد با هم هستند و در مهماني‌ها يا كارهاي مربوط به خانواده تنها نمي‌روند

 

4- باهم اتحاد دارند و در مسايل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم مي‌رسند و سعي مي‌كننداگرسوء تفاهم به وجودآمد ، آن را در درون خود بدون اين‌كه كسي بفهمد حل كنند .

 

 

5-به سليقه‌ها و عقايد يكديگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل مي‌كنند .

 

 

6-نسبت به هم شرم مسموم ندارند يعني خواسته‌هاي طبيعي خودشان را بدون نگراني يا خشونت ابراز مي‌كنند .

 

 

7-به حريم يكديگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمي‌روند .

 

 

8-نگران سلامت روحي و جسمي يكديگر بوده و از هم مراقبت مي‌كنند .

 

 اگرچنانچه مشكلي به وجود آيد سعي وافر در حل مشكل را دارند .

 

 

9-در بيشتر اوقات لحظات خوشي را كه بايكديگر بوده‌اند مرور مي‌كنند ،

 

 دنبال خاطرات تلخ نيستند ، دوست دارند هميشه در خوشي ، شادي و نشاط زندگي كنند .

 

 

10-براي فاميل‌ها و همسايه‌هاي خود اهميت قائل‌اند و پذيراي فاميل يكديگر هستند .

 

 

11-از امور مالي يكديگرخبردارند و چيزي را از يكديگر پنهان نمي‌كنند ،

 

 صرفه‌جويي و پس‌انداز كردن جزء برنامه‌هاي اقتصادي خانواده‌هاي خوشبخت است .

 

 

12-براي رشد يكديگر تلاش كرده و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم مي‌كنند .

 

 

13-افراد به هم افقي نگاه مي‌كنند نه عمودي ، يعني هيچ كس خود را برتر از ديگري

 

 و در مقام قدرت نمي‌بيند . ديكتاتوري ، زور و قدرت طلبي حاكم نيست .

 

 

14- همه اعضاء احساس برنده بودن ، موفق بودن ، اميدداشتن مي‌كنند و خودشان را در زندگي برنده مي‌دانند .

 

 

15-دركنار هم احساس امنيت و آرامش مي‌كنند نه ترس و اضطراب يا تنش و درگيري .

 

 

16- علاقه ، عشق ، محبت ، صفا و يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز مي‌كنند .

 

 

17-از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند .

 

 

18-اگر مشكلي پيش بيايد به راه‌حل فكر مي‌كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمي‌گردند

 

، دست به علت‌يابي و ريشه‌يابي آن مشكل مي‌زنند و راه‌حل منطقي ارائه مي‌دهند .

 

 

19-هريك از طرفين پيوسته به فكر خوشحال كردن و راضي نگه‌داشتن يكديگر هستند .

 

 

20-زن و شوهر به خاطر همديگر زندگي مي‌كنند ، اول خود بعد ديگران ، زندگي آنها به خاطر بچه‌ها يا ترس از طلاق و حرف‌ مردم نيست .

 

 

21-زن و مرد مي‌توانند هرروز به دنياي اختصاصي يكديگر نزديك‌تر شوند ، كار به مسايل خصوصي و زندگي ديگران ندارند .

 

 

22-با درخواست‌هاي يكديگر برخوردهاي مثبت و منطقي دارند .

 

 

23-زن و مرد در كنار يكديگر هستند نه رودر رو و رقيب يكديگر ، بلكه رفيق هم هستند و واكنش منفي از خود نشان نمي‌دهند .

 

 

24-خانواده‌هاي خوشبخت تلاش دارند كه بچه‌هاي خوب و خوشبختي نيز به جامعه تحويل دهند .

 

 

 

نوشته شده توسط آلپ در 13:2 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پنجم شهریور 1386

ازون کارا ( فقط تو ایرن پیدا میشه!)

وقتي تبليغ سفر به آنتاليا و دبي ممنوع شود

 

در اين طور موارد آژانس هاي مسافرتي هم اسم اين مناطق رو عوض مي كنند و مي گذارند آنناليا, آناليا , آتاليا و .... اسم دبي رو هم به سواحل خليج فارس عوض ميكنند. بد نيست هم مشتري ميدونه منظور اونا چيه و هم فروشنده فقط اين وسط دولت كه به كار بردن اسم آنتاليا و دبي رو براي تبليغ گردش و تفريح ممنوع كرده خودشو به خريت ميزنه كه من نفهميدم

نوشته شده توسط آلپ در 14:5 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386

مشکلات فرهنگی ما ایرانیان ( قسمت چهارم )

۴. تفكر طبقاتی و عدم توجه به تفاوتهای فردی:

 

تفكر طبقاتی را می توانستم هم در بخش بلوغ احساسی و هم در بخش ایده آل گرایی ایرانیان بیاورم ولی به علت اهمیتی كه داشت من آن را در بخش جداگانه ای آورده ام. منظور من از تفكر طبقاتی، تفكری است كه سعی دارد بین آدم ها،  نژاد ها و موقعیت ها به یك دسته بندی جامع و ثابت از برتری برسد که این دسته بندی مستقل از جزییات شخصیت فرد متقاضی دسته بندی است. حال آنكه به دست آوردن یك تعریف از برتری در میان موقعیت ها، برای انسانها با اهداف بسیار متفاوت، امری غیر معقول است. بسیاری از اوقات برتری در موقعیت ها، تابعی كاملاً وابسته به شخصیت افراد می باشد و سعی بر به دست آوردن یك طبقه بندی جامع و ثابت بین افراد مختلف، كاری بی معنی می باشد. این خصیصه فرهنگی در تضاد محض با اولویت بندی است که آن طبقه بندی پویا و کاملاً فردی است. این خصوصیت فرهنگی ایرانیان را تقریباً می توان در همه جوامع ایرانی چه در داخل ایران و چه در خارج ایران دید. متاسفانه ایرانیان از این دسته بندی ها، بسیار، برای ارزش یابی خود و اعلام برتری خوداستفاده می کنند که این خود باعث آسیب به آزادی های فردی می شود. 

١.برای ایجاد درك بهتر، به چند مثال روی می آورم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلپ در 12:38 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386

افغانستان هم از دست ايران شاکي شد!

واكنش شديد سفارت افغانستان به سريال چهارخونه

اقدام دست‌اندركاران مجموعه تلويزيوني «چهارخونه» در ارائه چند شخصيت تيپيكال افغاني در اين مجموعه، خشم مسئولان فرهنگي سفارت افغانستان در ايران را به دنبال داشته‌است.

 

رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي افغانستان در ايران در گفتگو با فرارو، با رياكار و متقلب خواندن دست‌اندركاران اين مجموعه تلويزيوني، اين اقدام را جفا در حق جوانان و مردم افغانستان و موجب صدمه جدي به روابط حسنه دو كشور دوست و همسايه ارزيابي كرد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلپ در 20:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386

ممنوع

 

بزم ازون کارا! ((پوستر مدهای غیرقابل قبول برای نیروی انتظامی)) بنظر شما نوع پوشش براي تمام مردم جامعه راچه کسي مي تواند تشخيص دهد؟

نوشته شده توسط آلپ در 20:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386

مشكلات فرهنگی ما ایرانیان (قسمت سوم)

 

 

   ۳. ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نفس:

 

ایرانی ها مردم ایده آل گرا و آرمان گرایی هستند که این ایده آل گرایی را در گوشه گوشه زندگی آنان می توان دید. منظور از ایده آل گرایی و مترادف آن آرمان گرایی نوع نگرشی است که به کمتراز عالی و استانداردهای بسیار بالا راضی نمی شود و نگرشی در تضاد با عمل گرایی و پراگماتیسم دارد که به رسیدن به هدف می نگرد. ایده آل گرایی ریشه در عقاید مذهبی وتاریخی ایرانی ها هم دارد که معمولاً افرادی ایده آل را به عنوان اسطوره در تاریخ مذهب و کشور خود قرار داده اند و آنان را به عنوان الگو دیده اند.  شاید این فرهنگ خود موجب شده است که ایرانیان چنین برداشتی از آنان داشته باشند. در ظاهر اول به نظر نمی آید که این آرمان گرایی خصلتی منفی باشد ولی اگر نیک بنگریم می بینیم که قسمتی از مشکلات فرهنگی ما ایرانیان ریشه در این تفکر به شدت آرمان گرا  دارد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلپ در 12:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم مرداد 1386

ادامه خجالت کشیدنها این بار در پاکستان

 

داستان قدیمی دست‌ ندادن!

اینبار عدم اطلاع خانم‌های خارجی از محذورات و محدودیت‌های مقامات ایرانی، گریبان‌گیرمعاون اول رئیس‌جمهور در سفر اخیر خود به پاکستان شد.

ایکاش حداقل مقامات ایرانی خانم‌هایغیرایرانی را قبل از این قبیل دیدارها قدری توجیه کنند که به اصطلاح به این شکل در مقابل دوربین ضایع نشود

 

نوشته شده توسط آلپ در 19:57 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم مرداد 1386

مقایسه تصویری!

 

تصاویر زیر ار مانور خواهران بسیجی در ایران برایتان انتخاب شده است.بنظرتان این آموزشها تا چه حد می تواند کارا باشد؟( فقط ۱۶٪ از بانوان ایرانی شاغل هستند!)

 

 

 

------------------------------

این هم تصاویری از سربازان زن کشورهای مختلف...

 

 

 

 

 

 

 

نظرتان چیست؟

 

 

نوشته شده توسط آلپ در 19:49 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفدهم مرداد 1386

بازم ایران!

 

مطلب ‘’مشکلات فرهنگی ما ایرانیان’’ طی چندین پست برایتان ارسال می شود. این متن نظرات حنیف بیات موحد (دانشجوی دکترای شیمی فیزیک تئوری دانشگاه تورنتو کانادا) می باشد که با ذهنی باز و بدور از تعصب نگارش کرده است

منبع : http://www.hanifworld.com/

 

 

 

مشكلات فرهنگی ما ایرانیان

 

خلاصه کلام: معمولاً ما ایرانیها ریشه بسیاری از نا بسامانیهای اجتماعی و عقب افتادگی نسبی ایران را در خارج از مجموعه خود دنبال میکنیم. این مجموعه می تواند کل جامعه ایران و یا قسمتی از آن که شامل ما و دوستان ماست باشد. ولی اگر کمی دقیق بنگریم همه ما ایرانی ها در قسمتی از رفتارهای معیوب فرهنگی مشترک هستیم که ریشه بسیاری از مشکلات جوامع ایرانی و عامل اصلی عقب ماندگی نسبی ایران می باشد. رفتارهایی که معمولاً ریشه در یکی از دسته بندی های  زیر دارد. ۱.عدم تبلور بلوغ احساسی در ما ایرانیان، ٢. محافظه کاری فکری و رفتاری، ۳. ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نفس، ۴. تفکر طبقاتی و عدم توجه به آزادی های فردی  و ۵.عدم درک روح قوانین جامعه مدرن.

 

 

 

اینكه كسی ادعا كند كه تمام مشكلات فرهنگی مردم كشوری  (ملتی) را می شناسد ادعای بسیار بزرگی است ومن هم چنین ادعایی نمی كنم ولی بر اساس مشاهداتم و مقایسه ای كه بین فرهنگ ایران و سایر فرهنگها،  بالاخص فرهنگهای اروپایی كرده ام به نتایجی رسیده ام كه اینجا به شرح آن می پردازم. تعریف من از مشكل،  خصلتی فرهنگی است كه نتایج منفی آن برای فرد و جامعه به مراتب بیش از مزایای آن باشد.  پر واضح است كه نحوه تحلیل من به نوعی تاثیر گرفته ازرشته كاریم یعنی فیزیك می باشد. جدا از این، نوشتن این متن به این معنا نیست كه من خود را عاری از این مشكلات می بینم بلكه به این معناست كه این مشكلات را می بینم و در صدد رفعشان هستم. بدیهی است که منظور از ایرانیان در این متن غالب جمعیت ایرانی، و نه همه ایرانیان می باشد. 

 

اولین نكته ای كه در این متن می خواهم به آن اشاره كنم این است كه من بر این باور هستم كه در اثر حملات بسیار گسترده ای كه بر ایران در طول تاریخ  وارد شده است و در كنار آن  آب و هوای گرم و خشک  ایران،  فرهنگ ایران دچار مشكلات عدیده ای شده است  كه ریشه عقب ماندگی ملت ایران است. منظور من از حمله، تهاجمی است که به سلطه قومی خارجی با منافع متفاوت، و تامین اهداف آن قوم برای مدتی طولانی منتهی شده است (که حملات تیمور و مغول از این دسته اند). آب و هوا به طرق بسیار بر فرهنگ ملتی در طول تاریخ اثر می گذارد که از مهم ترین آنها میتوان به تاثیر نسبی گرما در افزایش نیروی جنسی مرد و اثرات فراوان آن، کمبود آب و مساله مدیریت آن، تاثیر آب و هوا بر سیستم رفت و آمد آدم ها و برهم کنش طبیعت و انسان اشاره کرد. جدا از آن  حملاتی که به سلطه قوم خارجی با منافع متفاوت منجر می شود به صورت های گوناگون بر فرهنگ یک کشور تاثیر می گذارد که می توان به ایجاد ترس و روحیه محافظه کاری و در کنار آن افزایش خشونت در جامعه اشاره کرد. این ادعا به این معناست كه حداقل در طول چند صد سال اخیر كه حمله دهشتناكی، به مشابه  آنچه كه بر ایران در زمان مغول رخ داد، روی نداده است، عامل اصلی عقب ماندگی ایران چیزی جز مشكلات فرهنگی ما ایرانیان نیست.

برای درک بهتر این مطلب باید به این مطلب اشاره کرد که اگر ایران ازقدرت اقتصادی ناشی از نفت بی بهره بود ظاهر ایرانیان شاید به مراتب عقب مانده تراز آنچه هست می بود. با اینکه عده ای بر این عقیده هستند که اگر نفت نبود فرهنگ ما وضیعت به نسبه بهتری داشت من بر این عقیده هستم که اکثر مشکلات فرهنگی ما ریشه ای عمیق تر در تاریخ دارد و حتی اگر نبود نفت باعث بهبود نسبی در فرهنگ ایرانی می شد این بهبود در حدی نبود که ظاهر بهتری از آنچه که به کمک نفت و ثروت ناشی از آن موجود است، ایجاد می کرد. درک این واقعیت که برای حل مشکلات ایران بیش از آنکه باید کارمحض سیاسی بشود باید اصلاح فرهنگی کرد ( و این اصلاح را از خود شروع کرد)،  برای بسیاری از ما ایرانیان ثقیل می نماید.  ولی اگر واقع بینانه بنگریم می بینیم که بسیاری از تصمیمات غلط دولت مردان ایران  ریشه در مرکز ثقل باور عمومی دارد که در صورت حرکت این مرکزثقل  بسیاری از تصمیمات حاکمان ایران دست خوش تغییر خواهد شد. مسلم است که هیچ حکومتی قادر نیست برای مدتی طولانی تصمیماتی دور از مرکز ثقل باور عمومی بگیرد و با اصلاح و حرکت مرکز ثقل باورعمومی تصمیمات سیاسی دولت مردان هم در خور تغییر خواهد شد.  در کنار این حرفها بسیار واضح است که سیاست گزاری حاکمان، خود تأثیری  قابل ملاحظه در حرکت این مرکز ثقل دارد. جدا از این جنگ هایی که منجر به سلطه طولانی بر ایران نشده اند، نمی توانند دلیل اصلی عقب ماندگی ایران باشند؛ چون چنین جنگ هایی بر اکثریت ملت های دنیا تحمیل شده اند و بسیار طبیعی است که کشور ها به منافع کشورهای دیگر چشم طمع می داشتند و نحوه برخورد با مهاجم است که بین آنان متفاوت بوده است.  به طور مثال اگر ایران در قبال حملات روسیه در زمان قاجار نتوانستند موفق عمل کنند ریشه در ضعف فرهنگی ایرانیان داشته که از دیدگاهی باعث حس نیاز به انقلاب مشروطه در ایرانیان شده است.       

 

مسلم است كه این نواقص فرهنگی که در زیر به آن اشاره می شود، صرفاً مختص فرهنگ ایرانی نمی باشد و بسیاری از فرهنگ ها بالاخص فرهنگ های نزدیك (فرهنگ های  خاورمیانه ای، شمال آفریقا و جنوب اروپا) در بخشی از این مشكلات سهیم می باشند.

 

١.  بلوغ احساسی:

 

یكی ازمهم ترین این مشكلات، عدم تبلور بلوغ احساسی در ایرانیان در سنین جوانی می باشد. این بدین معنی می باشد كه در حالی كه اكثر ایرانیان بلوغ جنسی و بلوغ نسبی عقلی را تا زیر سن بیست سالگی تجربه می كنند، یا به بلوغ احساسی نمی رسند یا به این بلوغ  بسیار دیرمی رسند. بلوغ عاطفی به این معناست كه فرد به حدی از پختگی احساسی می رسد که راه حلهای پیچیده تری برایِِِ مشكلات روزمره عاطفی خود پیدا می كند و از احساس خود به صورت پیچیده تری برای حل این مشکلات استفاده می کند و توانایی کنترل نوسانات شدید آن را دارد. پیچیدگی رفتار به طورمعمول باعث كاهش خشونت در زندگی می شود كه خشونت معمولاً جزو راحت ترین راه حلهاست.  دلیل اصلی چنین اتفاقی را باید در نحوه زندگی ایرانیان و مقایسه آن با زندگی جوانان در جوامع مدرن جستجو كرد.

 اكثریت جوانان در جامعه مدرن بعد از رسیدن به بلوغ نسبی فكری سعی بر گرفتن مسئولیتهای اجتماعی می كنند كه چنین چیزی را جامعه و خانواده  به شدت از آنان می طلبد. جوان امروزی جامعه مدرن به طور معمول پس از رسیدن به سن هجده، نوزده سعی می كند كه از لحاظ اقتصادی و اجتماعی  زندگی مستقلی را از سر بگیرد. این بدین معناست كه جوان سعی می كند حداقل در مقاطعی از سال، خود پول خود را در بیاورد و از لحاظ اقتصادی مستقل باشد. برای رسیدن به چنین هدفی از انجام هیچ كارمجازی ابایی ندارد كه كار نكردن در فرهنگ مدرن عار است. كار كردن در محیطهای بیرون كه به طور معمول در كشورهای مدرن ضوابط سخت تری نسبت به ایران دارند، خود عاملی است در ایجاد پختگی احساسی در جوانان.  در كنار این، جوانان از همان اوایل زندگی مستقل اجتماعی، روابط شبهه پایدار و در نوسان با جنس مخالف را  تجربه می كنند كه خود این كش و قوس های شدید عاطفی عاملی مهم در ایجاد بلوغ عاطفیست. هر شكست عاطفی خود باعث می شود كه فرد تلاش بیشتری در كنترل احساسات خود كند وشكنندگی روحی خود را تضعیف، و سنجیده تر از احساسات خود استفاده کند. در حقیقت جوانان ایرانی دیر و یا شاید ناگهانی به پیچدگیهای زندگی بر می خورند و زمانی به آن برمی خورند که توانایی هضم خوب آن را ندارند. به قول فروید تمدن با خویشتن داری شکل می گیرد و اگر قرار بود انسان هر لحظه به فکر رفع آنی نیازهای جسمی و روحی خود باشد، قادر به خلق روش های پیچیده تر و ایجاد تمدن نبود ودر حقیقت انسان با به تاخیر انداختن و یا کنترل نیازهای عاطفی خود راه حل های بهتر و پیچیده تری را می تواند پیدا کند. برای اینكه شهود خواننده نسبت به مطالب فوق بالاتر رود و درك بهتری نسبت به مساله بلوغ احساسی پیدا كند در زیر به چند مورد ازشواهد و نتایج این امراشاره می كنم:

 

١.١- كار گروهی:  بر كمتر كسی پوشیده است كه فرهنگ ایرانی از ضعفی عظیم در كار گروهی رنج می برد. این دسته دسته شدن و ساز فردی سر دادن در فرهنگ ایرانی را میتوان در بسیاری از جاها دید،  در دانشگاه، محیط كار، داخل احزاب و حتی در داخل خانواده ها.  این درگیریهای قابل اجتناب كه در فرهنگ ایرانی عادی می نماید معمولا چیزی نیست جز عدم توانایی فرد در تعمیم خود خواهی فردی به خود خواهی گروهی، كه باعث اتلاف انرژی بسیار در فعالیت های جمعی ایرانیان می شود و بازدهی و قدرت این گروهها را به شدت كاهش می دهد. تاكید بر اختلافات به جای شباهت ها، عدم گذشت و خشونت های نابجا، اثرات عدم پختگی دراحساسات و روابط اجتماعی می باشد. 

٢.١-جو زدگی: تحت تاثیرالقائات اطرافیان و جامعه قرار گرفتن به نوعی در همه فرهنگها وجود دارد ولی ایرانیان به طور معمول راحت تراز جوامع مدرن تحت تاثیرالقائات قرار می گیرند. این امر باعث می شود که مسایلی در بین ایرانیان به شدت رایج شود که دلیل منطقی قابل قبولی برای این چنین شدتی وجود ندارد. همرنگی با جماعت، جدا از اینكه ریشه در محافظه كاری دارد، ریشه در جو زده شدن ایرانیان هم دارد. این جو زده شدن، آزادی و خلاقیت را به شدت تضعیف می کند. علاقه ناگهانی ایرانیان به قسمتی خاص از خدمات اینترنتی (به طور مثال ارکات) و یا علاقه خاص به یک نوع خاصی از پوشش یا آرایش از این دسته است. برای توضیحات بیشتر همراه با مثال های دیگر به بخش های ۱.۲ ، ۱.۴ و۲.۴ مراجعه کنید. 

٣.١-عدم پختگی در نحوه کنترل فرزند:  روابط بین پدر مادر و فرزند ونحوه كنترل رفتار بچه یكی از پیچیده ترین برخوردهایی است كه در زندگی انسان پیش می آید. برای كنترل رفتار بچه راه حلهای مختلفی وجود دارد كه شامل خشونت های فیزیكی، گفتاری و روانی می باشد. حل كردن مسایل زندگی به كمك خشونت فیزیكی یا گفتاری به طور معمول یكی از ساده ترین راهها می باشد؛ راه حلی كه حتی به ذهن کودک در زندگی روزمره هم می رسد. متاسفانه اگر نیك بنگریم می بینیم كه بسیاری از مادران و پدران ایرانی همین راه حل ساده و در عین حال پر ضرر و بی ثبات را انتخاب می كنند چون به راه حل دیگری مسلط نیستند. استفاده ازاین راه حل حتی در طبقات بالای اجتماعی ایران هم دیده می شود و موردی نیست كه صرفاً مختص طبقات پایین فرهنگی ایران باشد. راه حل دیگری كه می توان از آن استفاده كرد، استفاده از كش و قوس در روابط احساسی با فرزند می باشد و این چیزی است كه در فرهنگ مدرن امروزی از آن به شدت استفاده می شود.  ایجاد كش و قوس در صورتی ممكن است كه روابط عاطفی خاصی بین پدر مادر و فرزند ایجاد شده باشد كه این خود پختگی ویژه خود را نیاز دارد.  جدا از این، فرد باید این توانایی را داشته باشد كه این نوسان را به صورت پله ای نشان دهد و متناسب با عمل طرف واكنش نشان دهد. حتی در زمینه خشونت های كلامی پدر و مادرباید سلسله مراتبی در نظر بگیرد؛ بدین معنی كه نوسان در لحن صدا كاملا نسبت به استفاده از واژگان گزنده در اولویت قرار دارد. مشکل ذکر شده در بالا صرفاً مختص روابط با فرزند نیست و در باقی روابط خانوادگی و دوستی های نزدیک هم می تواند خود را نشان دهد و ایرانیان راه حلهای پر ضرر را به علت عدم توانایی در کنترل هیجانات و عدم تسلط به راه حلهای پیچیده تر انتخاب می کنند. 

٤.١- زبان بدن: مثال دیگری كه می توان به آن اشاره كرد ضعف ایرانیان در استفاده از زبان بدن و اشاره در ارتباطات و درک آن می باشد كه خود این امر باعث افزایش خشونت در ارتباطات میشود. درك بهتر از زبان بدن باعث می شود كه ما درك بهتری از احساسات نهان همدیگر داشته باشیم و برخوردهای سنجیده تری نسبت به هم درپیش بگیریم. حرکات انگشتان دست، ابرو، لب، گونه و رنگ صورت هر کدام پیامی از احساسات مخاطب ما دارد که شاید در کلام نیامده باشد.  

۵.١- پر توقعی و فرهنگ کار بد: ایرانیها معمولاً آدم های به نسبه غرغرو و پرتوقعی هستند که این توقع لزوماً با خدماتی که به جامعه تحویل می دهند هماهنگی ندارد. این پر توقعی از کودکی از طریق خانواده و جامعه به ما منتقل می شود. این صفت در ایرانی های خارج از ایران به علت تماس بالا با محیط های کاری کشورهای مدرن کمتر دیده می شود.

در ایران افراد در محیط های کار خود احساس مسؤلیت بالایی ندارند و با آسوده خاطر بودن بیش از حد، استرس را به ارباب رجوع تحمیل می کنند. حال آنکه خود همیشه از همین بی خیالی در جایی که به آن برخورد می کنند می نالند. اصولاً در ایران ارزش کار مفید کردن آنچنان جا نیفتاده است و فرد اگر از لحاظ اقتصادی بی نیاز باشد دلیلی برای کار کردن پیدا نمی کند. این فرهنگ مخرب را می توان در فیلم ها و داستان هایمان هم  دید و این در حالی است که کار کردن جدا از مسایل اقتصادی آن از لحاظ روانی فرد را ارضا می کند و جدا از آن جامعه باید کسی را که خدمات بالایی ارایه می دهد از منزلت بالای اجتماعی برخوردار کند و خوب کارکردن و مفید بودن برای جامعه، باید در اخلاق مردم جا بگیرد.  به طور مثال در فرهنگ آلمانی، کار نکردن دارای قبح بسیار بالا می باشد و بسیاری از افراد که از مزایای بسیار بالای حقوق بیکاری در جامعه از لحاظ اقتصادی چپ آلمان استفاده می کنند از طرف جامعه تحت فشار هستند که به کار بپردازند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آلپ در 21:2 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه سوم مرداد 1386

اعتراض به فرزاد حسنی

این فرزاد حسنی هم یه بار حرف درستی زد براش درد سر ساز شد!

 

رئيس شوراي نظارت بر صدا و سيما با ارسال نامه اي به عزت الله ضرغامي رئيس اين سازمان، اعتراض شديد خود را به شيوه برخورد مجري برنامه تلويزيوني «كوله پشتي» با فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ ابلاغ نمود.

حسين مظفر در بخشي از اين نامه آورده است: «برخورد بسيار نامناسب و توهين آميز مجري برنامه با سردار رادان فرمانده محترم نيروي شجاع و اخلاقي انتظامي تهران، تمسخر طرح امنيت اجتماعي، مطرح نمودن سخنان و مطالب كنايه آميز در رابطه با اين طرح خداپسندانه و مورد رضايت مردم، طرح ديدگاه هاي شخصي خود به جاي نظر مردم موجب وهن بوده و شديداً مورد اعتراض مي باشد.»

وي اضافه كرده است: مخدوش نمودن تلاش هاي صادقانه و فداكارانه نيروهاي شجاع نيروي انتظامي توسط مجري اين برنامه، همراه با نوع نگاه و اداهاي تصويري ايشان شايسته يك مجري رسانه ملي در نظام اسلامي نبود.

رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما در پايان اين نامه از رئيس سازمان صدا و سيما خواست با توجه به تكرار اينگونه حركات در برخي برنامه هاي ديگر توسط مجري مذكور كه موجبات نارضايتي شهروندان عزيز را بدنبال داشته است، موضوع سريعاً رسيدگي و نتيجه اقدامات به شوراي نظارت منعكس گردد.

منبع:خبرگزاري انتخاب

نوشته شده توسط آلپ در 21:3 |  لینک ثابت   •