یکشنبه چهاردهم مهر 1387
این رزیدنت های زنان
این رزیدنت های زنان
ساعت 3 نصفه شب – اورژانس زنان – بیمار post c/s
- بیمار : احساس تنگی نفس میکنم
- رزیدنت : وای وای! آمبولی ریه!
من مطمئنم! اینترن زنان بدو بیا ! یه علادم حیاتی ازین بگیر! سریع بیمار داره
میمیره!
- اینترن : خانم دکتر! این که نه
تاکی پنه ( شایعترین نشانه آمبولی ریه) داره نه تاکی کاردی ( شایعترین علامت
آمبولی ریه )! از روی چی میگین این آمبولی ریه کرده! بنظر من تحت نظر باشه
به احتمال زیاد هیستریکه
!
- رزیدنت : ( انگار که اصلا
حرفهای منو نشنیده ) سریع یه مشاوره اورژانس قلب بنویس !!!

رزیدنت بیچاره قلب رو از خواب بیدار کردن.
اومده میگه بیمار کجاست ؟ کی آمبولی کرده ؟ کو؟ کجاست ؟ بیمار رو معاینه میکنه و بجز
شکایت تنگی نفس هیچی گیرش نمیاد! بعد داره جواب مشاوره رو می نویسه به من میگه خدا
صبرت بده دکتر(با لبخند)
- اینترن : خانم دکتر الان که
بیمار مشکلش برطرف شده.هنوز 30 دقیقه هم از تنگی نفسش نگذشته که خوب شده و داره کم
کم می خوابه!
- رزیدنت : نه دکتر! از کجا معلوم
آمبولی ریه نباشه ( در این موقع یقینم از عدم وجود Brain در
مغز ایشان از % 100بالاتر زد )
ساعت 4:30 صبح
بیمار
خانم حامله 10 هفته که اندیکاسون ختم حاملگی داشت و سقط کرد.می خواد بلند شه از
روی تخت که فشارش کمی افت میکنه و میفته ! من این صحنه رو دیدم. پرستارها سریع
شروع به جیغ وداد زدن میکنن.رزیدنت زنان که در همون حوالی هست تیز خودشو میرسونه.
- رزیدنت
: کد رو پیج کنین! کد! کد! یکی بره ! یالا کد رو پیج کنین! چرا اینجوری میکنین! کد!
- اینترن
: خانم دکتر این که نبض داره. خودشم داره نفس میکشه. فقط فشارش پایین افتاده!
- رزیدنت
: وقتی میگم کد یعنی کد !!!
کد رو
پیج میکنن! ساعت حدودا یک ربع به 5 صبحه . 2 رزیدنت بیهوشی و یک رزیدنت قلب
خودشونو میرسونن! از در بخش که دوان دوان وارد میشن با اشاره ازم میپرسن که
کو بیمار؟ اشاره به اتاق میکنم. میرن میبینن که EKG وصله و ضربان 58
داره.خود بیمار داره نفس میکشه و حتی حرف میزنه!
- رزیدنت
بیهوشی 1 : کی گفته کد رو پیج کنن ؟
- رزیدنت
زنان : من ( با وقار و اعتماد به نفس دهشتناک!!!)
- رزیدنت بیهوشی 2 : ( با عصبانیت و تون صدای
بالا ) آخه چه اندیکاسیونی داره خانم دکتررررر؟!؟!
رزیدنت زنان : بیمار برادیکارد و کلا بدحاله! تازه
سقط هم انجام داده!
-رزیدنت های بیهوشی با هم
: ( یکیشون با دست به پیشانی میزنه ( ای
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا !!!
درتمام
طول این مدت رزیدنت قلب هم نظاره گرموضوع بود و مثل من نمی تونس جلو خندشو بگیره.
نتیجه خیلی خیلی خیلی خیلی محافظه کارانه با نهایت اجحاف به خودم ( اینترن زنان ) و رزیدنت های بیهوشی و قلب :
خانمها به درد رشته های جراحی نمی خورن
شیرین
کاری های زیادی تا حالا ازرزیدنت های زنان دیدم که انشالا سر فرصت اونا رو هم میزارم واستون
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
اعتماد به نفس یعنی...
اعتماد
به نفس یعنی...
دیروز امتحان پایانی بخش پوست رو دادم.بخش
خیلی خیلی خوبی بود.یادگیری نسبت به بقیه بخش ها ( که همش علافیه!!!) غیر قابل
مقایسه بود.تو این بخش همه خندان بودن!!! اساتید – رزیدنتها – اینترنها ... چون
کسی شیفت نمی داد.یعنی اصلا بخش پوست شیفت
نداره.در نتیجه کسی هم عصبی نمیشه!!!( نکته: شیفت بیمارستان = پرخاشگری ).بگذریم
ازین حرف ها. یه روز قبل ازامتحان نمونه سوالات رو خوندم بهمراه تست های پره
انترنی.
یکی از نمونه سوالات این بود : آقای 50
ساله با سابقه رادیوتراپی به سر( در چندین
سال پیش ) با توده اولسره که از 2-3 ماه پیش روی سرش ایجاد شده مراجعه کرده است.
محتملترین
تشخیص چیست؟ جواب : Basal Cell Carcinoma (BCC)
سوال اول امتحان دیروز هم همین بود.منم
نوشتم BCC .رو صندلی جلوی من
خانم دکتر.... نفر اول کنکور 79 نشسته بودن. وقتی خواستم برگه رو تحویل بدم یه
لحظه چشم به جواب اون خورد که نوشته بود : SCC !!!
منم به شک افتادم.به رزیدنته گفتم یه لحظه
وایسا اومدم BCC
رو خظ زدم نوشتم SCC!!!
بعد برگه رو تحویل دادم. استدلالم هم این بود که بابا این نفر اول کنکور بوده! نوشته
SCC . حتما اون چیزی
بیشتراز من میدونه.در حالی که همون BCC که خودم نوشته بودم درست بود!
به این میگن اعتماد به نفس در زیر اعماق دریا!!!
آخه نمیدونم چرا مطلبی رو که بارها خونده
بودم و میدونستم درسته با یه استدلال واهی عوضش کردم! آره به این میگن انسداد در
اعتماد به نفس!!!
شنبه بیست و ششم مرداد 1387
علی چشمه چاهی کیست؟
علی چشمه چاهی کیست؟
بعید میدونم اسم این مرد رو کسی نشنیده باشه ( فکر میکنین اغراق میکنم؟!خوب فکر بکنین!).اگه میگین اسمشو نشنیدم کافیه از اینترنهای دانشگاه علوم پزشکی ایلام آمارشو بگیرین! ما ایرنیها عادتمونه! افراد نخبه و نابغه مملکت خودمونو نمیشناسیم! در عوض میدونیم که مثلا بیل گیتس روزانه چند گرم پنیر میل میکنه یا تعداد خالکوبی های روی بدن دیوید بکام چندتاست!!! من خلاصه خیلی فشرده ای از سمت ها وافتخارات ایشون روبراون گذاشتم که بدونین با چه شخصیتی طرفین!!!
- رئیس دپارتمان نظارت بر آموزش پزشک عمومی ایران
- سوپروایزر کلیه بیمارستانهای تحت نظارت سازمان بهداشت جهانی
- مشاور عالی وزیر بهداشت در نظارت بر حضور و غیاب دانشجویان پزشکی
- مخترع دستگاه ((یالا واسه همه اینترنها غیبت بزن ولی اسامی رو نفرست آموزش دانشکده !!!)) – برنده جایزه برتر مسابقات اختراعات و اکتشافات ژنو سوئیس در سال 2008
- پایه گذار اصلی تئوری (( همه اینترنها غایبن حتی اگر خلافش ثابت بشه!)) لازم بذکر است که این تئوری تحول شگرفی در آموزش پزشکی ایجاد کرد وسال گذشته دانشگاه هارواد با اقتباس از این تئوری در رده نخست دانشگاه های برتر دنیاقرار گرفت!
- عهده دار نقش آچارفرانسه در موقعیت های مختلف
- بنیانگذار اینترنت پرسرعت در خاورمیانه و شرق دور
- ...
مطالب بالا شوخی کمی آمیخته با واقعیت بود!خب شوخی دیگه بسه!
آقای علی چشمه چاهی ( مدرک = کارشناس آموزش) مسوول آموزش بیمارستان آموزشی – درمانی امام خمینی(ره) ایلام هستن.از وقتی که ایشون اومدن خیلی از مشکلات آموزش دانشجویان ( بویژه دانشجویان پزشکی ) حل شد.کمتر کسی رو تا حالا دیدم که تو این دوروزمونه کار انجام بده! ولی ایشون با نهایت دقت و مسوولیت پذیری کارشونو انجام میدن.برخی صفات و خصلتهای خوب ایشون درزیر لیست کردم :
- به معنای کلمه مرد است
- قدرت درک بالای مشکلات آموزش
- قدرت درک بالای مشکلات دانشجویان
- ایفای نقش اول دررفع مشکلات پاویون اینترنها
- تسلط باورنکردنی بر کتب تاریخی
- مهارت در رانندگی در حد مایکل شوماخر ( البته یه خورده کمتر!)
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
بدون شرح
از اینکه حدود 2 ماه نتونستم آپ کنم از تمام دوستان عذر خواهی میکنم. تو این مدت چند مشکل واسم پیش اومد که حاد ترین اون (اعتصاب اینترنهای دانشگاه) باز هم مربوط به بی قانونی در جمهوری اسلامی میشه!احتمالا درپست های بعدی با جزئیات واستون علت اعتصاب رو شرح بدم ( البته اگه خریداری هم داشته باشه!)
بدون شرح :

جمعه یازدهم آبان 1386
شبهای جوانی من...
یک شب تلخ مثل بقیه شبها !
تو اورژانس نشسته بودم که یه دفه دو تا بیمار تصادفی آوردن. اعزامی از یکی از شهرستان های اطراف بودن.طبق معمول هم موتور سوار بدون کلاه ایمنی. یکیشون ضربه مغزی شده بود ولی اون یکی : فکش شکسته بود + لب پایینش پاره شده بود + هر دو لثش به طرز فجیعی له شده بودن ( حدود % ۴۰ ) + ۱۰-۹ تا دندون هم شکسته شده بود + جراحات متعدد سطحی و نسبتا عمقی جاهای دیگه بدن! وقتی که اومد فکر کنه حدود یک تا یک و نیم لیتر خونریزی فقط از لبش داشت! ولی می تونست راه بره. اومد رو تخت اتاق بخیه نشست که اومد فعال بازی درآوردم! و سریع یه عکس جلو چشم همراههای مضطربش انداختم! خیلی شانس آوردم که کاری بهم نداشتن! اینم عکس از نمایی دور :

خب این عکس از دور نمی تونه تمام جزئیات فاجعه رو نشون بده. تاز این عکسو ویرایش کردم چون خیلی بزرگ بود و تو قالب وبلاگ جا نمی گرفت. عوضش عکس زوم شده هم براتون گذاشتم. عکس زیر رو لب پاره بیمار بیچاره ( 23 ساله با 1001 آرزو ) زوم کرده :

با این که این کیس اصلا به من ربطی نداشت ومن فقط باید بیماران اطفال رو میدیدم ولی باهاش رفتم اتاق عمل! حدود ساعت 1 شب بیمار اومد و حدود ساعت 2:15 شب رفت اتاق عمل. منم که تنم می خارید واسه اینجو کیس ها ! اتفاقا یه دکتر گوش حلق بینی باحال آنکال بود. خلاصه 2 ساعت تو اتاق عمل بودم . تمام جراحات صورت – فک – لب – لثه – کام سخت ونرم توسط دکتر آنکال ترمیم شد. تو این فکر بودم که باید کم کم نظرم راجع به ارتوپدی تغییر بدم ( چون خیلی سخته رشته های جراحی بویژه ارتوپدی) که یه دفه دکتر آنکال بهم گفت :دکتر! نکنه یه وقت بری ارتوپدی بخونی! ( تا حالا هم بهش نگفته بودم که از ارتوپدی خوشم میاد! )
عمل تموم شد. من حدود ساعت 4:30 رفتم پاویون بخوابم! دوباره رفتم تو فکر که چرا باید تو بهترین سالهای زندگی این همه استرس و سختی باید بکشم. درسته که رشته پزشکی این جور چیزا رو می طلبه ولی ازاونور هم دولت مثلا عدالت طلب باید یه سری تسهیلات ویژه براش بزاره. خلاصه تو این فکرو خیال خام بودم که این دفه تلفون پاویون زنگ خورد. گوشی رو برداشتم گفتن بیا اورژانش بیمار تشنجی اومده...
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386
امتحان لعنتی در سنین پیری! ( امتحان پره انترنی)
بالاخره این امتحان لعنتی پره انترنی ( بعبارتی پیش کارورزی ) رو4-3 ساعت پیش دادم خیالم راحت شد
. 5 – 4 ماه زنگدیمونو تلف کردیم که 200 تا تست تخیلی و مثلا پزشکی جواب بدیم
! این آخرا دیگه هر وقت سراق کتابام می رفتم حالت تهوع بهم دست می داد
!
به نظر سطح سوالات این دوره متوسط بود البته در آمار اولیه که از دوستان مختلف دردانشگاه های مختلف کسب کردم همه از دست (( داخلی – اعصاب – پاتولوژی و چشم )) شاکی بودند مخصوصا چشم که اشکشونو در آورده بود هر چند همش 6 سواله
! بنظر می رسه که هر سال سوالات هم پره انترنی و هم رزیدنتی غیر استاندارد ترمی شه
! دارن خیلی رو نکت ( جمع مکسر نکات! ) و همچنین سندرم های نادر و گاهی تخیلی و تصوری! پا فشاری می کنن
. امکان نداره در هر دوره سوال اشتباه یه چند جوابه وجود نداشته باشه
( شرمندتونم!) منتظر می مونیم ببینیم نمره بیس چنده ( توضیح: % 70 نمره %5 اول امتحانو نمره بیس اعلام میکنن!) به احتمال زیاد نمره من هم که تقریبا 2 -1 ماه اخیربا درس بیگانه بودم ( باور کنید! البته اجباری نیست می تونید باور نکنید
..) بین 140 – 130 میاد. اگه درخواستا برای سوالات و جوابشون زیاد باشه حتما اونا رو تو وبلاگ می زارم....
