یکشنبه هفدهم شهریور 1387
اعتماد به نفس یعنی...
اعتماد
به نفس یعنی...
دیروز امتحان پایانی بخش پوست رو دادم.بخش
خیلی خیلی خوبی بود.یادگیری نسبت به بقیه بخش ها ( که همش علافیه!!!) غیر قابل
مقایسه بود.تو این بخش همه خندان بودن!!! اساتید – رزیدنتها – اینترنها ... چون
کسی شیفت نمی داد.یعنی اصلا بخش پوست شیفت
نداره.در نتیجه کسی هم عصبی نمیشه!!!( نکته: شیفت بیمارستان = پرخاشگری ).بگذریم
ازین حرف ها. یه روز قبل ازامتحان نمونه سوالات رو خوندم بهمراه تست های پره
انترنی.
یکی از نمونه سوالات این بود : آقای 50
ساله با سابقه رادیوتراپی به سر( در چندین
سال پیش ) با توده اولسره که از 2-3 ماه پیش روی سرش ایجاد شده مراجعه کرده است.
محتملترین
تشخیص چیست؟ جواب : Basal Cell Carcinoma (BCC)
سوال اول امتحان دیروز هم همین بود.منم
نوشتم BCC .رو صندلی جلوی من
خانم دکتر.... نفر اول کنکور 79 نشسته بودن. وقتی خواستم برگه رو تحویل بدم یه
لحظه چشم به جواب اون خورد که نوشته بود : SCC !!!
منم به شک افتادم.به رزیدنته گفتم یه لحظه
وایسا اومدم BCC
رو خظ زدم نوشتم SCC!!!
بعد برگه رو تحویل دادم. استدلالم هم این بود که بابا این نفر اول کنکور بوده! نوشته
SCC . حتما اون چیزی
بیشتراز من میدونه.در حالی که همون BCC که خودم نوشته بودم درست بود!
به این میگن اعتماد به نفس در زیر اعماق دریا!!!
آخه نمیدونم چرا مطلبی رو که بارها خونده
بودم و میدونستم درسته با یه استدلال واهی عوضش کردم! آره به این میگن انسداد در
اعتماد به نفس!!!
